آموزش وپرورش انتقادی

 

 

آموزش و پرورش در کلیه جوامع از جوامع ابتدائی تا پیشرفته وجود داشته است (« اصطلاح مدرسه » از یک واژه یونانی به معنای فراغت یا تفریح گرفته شده است )(گیدنز 459:1383 )

آموزش و پرورش به شکل امروزی آن: که شامل تعلیم دادن به دانش آموز است در ساختمان هایی که بویژه به عنوان مدرسه ساخته    شده اند، با گسترش چاپ وسطح بالاتر سواد آغاز گرداید. فرایند صنعتی شدن گسترش شهرها ، به افزایش تقاضا برای آموزش تخصصی کمک کرد در یک جامعه امروزی افراد باید از مهارتهای اساسی مانند : خواندن ، نوشتن و حساب کردن و آگاهی کلی درباره محیط فیزیکی ، اجتماعی و اقتصادیشان برخوردار باشند و بر شکل های جدید و گاه بسیار تخصصی اطلاعات تسلط داشته باشند.( همان منبع 459-460)

از «ایمل دورکیم» به عنوان اولین فردی که نگاه خود را با دیدی جامعه شناسانه متوجه آموزش و پرورش کرد نام می برند. در سال 1877 دانشگاه بوردو تدریس «جامعه شناسی تربیتی» را بر عهده دورکیم گذاشت. وی در اثار خود بر کارکردهای مدارس در جامعه تأکید داشت ، آموزش را جزء مهمی از دگرگونی در نظر می گرفت و از نقش مدارس در ایجاد «وفاق اجتماعی» سخن می گفت. وی همچنین کلاس درس را به مشابه جامعه کوچک و «کارگزار جامعه پذیری» نام می برد.(اعزازی 54:81-52 )

«لستروارد»: یکی از جامعه شناسان بزرگ امریکا و رئیس انجمن جامعه شناسی در سال 1883 بر اهمیت آموزش به عنوان یکی از منابع اصلی پیشرفت و دگرگونی تأکید می کند.(همان منبع)

«ژان پیاژه» : (1980-1896 ) روانشناس سوئیسی بر این باور بود که هدف اساسی آموزش و پرورش ، بار آوردن شهروندانی است که بتوانند خلاق باشند و کارهای تازه و ابتکاری انجام دهند.(اصلانی 86)

«بروس کوئن» : در کتاب مبانی جامعه شناسی مهم ترین و اساسی ترین کارکردهای آموزش و پرورش را در آماده سازی افراد برای نقش های شغلی ، عمل کردن به عنوان حامل و ناقل میراث فرهنگی ، ایجاد دگرگونی در جامعه از طریق توسعه پژوهش های اجتماعی ، تقویت قدرت سازگاری افراد با ارزش های جامعه و بهبود رفتارهای اجتماعی و ... بر می شمارد.(کوئن 157:1372)

بر اساس دیدگاه صاحب نظران و نظریه پردازان می توانیم مهم ترین رسالت آموزش و پرورش را تربیت افراد خلاق و مبتکر ، ایجاد وفاق اجتماعی ، پیشرفت وتوسعه دگرگونی جامعه ، آمادگی برای پذیرش نقش های شغلی ، انتقال میراث فرهنگی ، رشد و پرورش سیاسی افراد، آشنا کردن دانش آموزان با اصول اخلاقی ، دینی ، تربیت شهروندانی آگاه به مشارکت جو فعال و ... خلاصه کرد.

تا سال 1960 بر طبق دیدگاهی که بر آموزش و پرورش حاکم بود کارکردهای مدرسه  انسان اجتماعی مناسب برای جامعه تأکید داشت و از سال 1960 به بعد در اثر رشد و رواج دیدگاه های انتقادی در مورد کارکردهای مدرسه انتقادات زیادی مطرح شده است که ایا مدارس قادرند نابرابری های اجتماعی در جوامع را کاهش دهند ؟ آیا مدارس رهایی بخش اند؟ اخیراً نظریه پردازان نیز انتقاد می کنند که در شرایط حاضر ، دختران در مدارس فرو دستی را فرا می گیرند و مدارس به تداوم تبعیض و نابرابری مبنی در جامعه کمک می کنند. ( اعزازی 55:81-84)

 

 

رسالت آموزش و پرورش انتقادی

 

*در این گفتمان اخلاق به مشابه مساله اصلی تعلیم و تربیت انتقادی در نظر گرفته می شود این امر اقتضاء می کند که مربیان تلاش کنند تا کاملاً بفهمند که چگونه گفتمان های متفاوت برای مراجع اخلاقی متنوعی در اختیار دانش آموزان می گذارند تا ارتباط شان را با جامعه وسیع تر بنا نهند.

*مربیان در مدارس در گفتمان آموزش و پرورش انتقادی می توانند به جوانان برای خلاصی از روایت های مسلط و شکل دهی به زندگی خود بدون اینکه قدرت های مسلط در پی منافع خویش جوانان را نابود کنند ، کمک کنند.

*در این دیدگاه ، آموزش معلمان بوسیله اعمال تعلیم و تربیتی که زمینه ها و شرایط را برای دانش آموزان تغییر می دهندتا منتقد و سازنده اینده خود باشندکه صورت می گیرد.

*در این گفتمان معلمان می توانند به زبان نقد در مورد چگونگی شکل گیری ذهنیت ها در طیفی از ایدئولوژی های تاریخی و عملکردهای اجتماعی ، الگوهای رفتاری مطیع و فاسد را به دانش اموزان القاء می کنند بحث کنند.

*تعلیم و تربیت انتقادی به مشابه سیاست فرهنگی به منظور تولید و خلق دانش برای ایجاد حوزه عمومی شهروندی که افراد را قادر به اعمال قدرت بر زندگی شان و بر صور سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه بکنند.

*تعلیم و تربیت انتقادی باید زبانی بسازد که مساله محدودیت ها را با گفتمان آزادی و مسئولیت پذیری اجتماعی ترکیب کند. در ضمن باید امکانی فراهم کند تا دنیای عادلانه تری را تصور و برای آن مبارزه کنند .

*در این گفتمان معلمان باید تعلیم و تربیتی مبتنی بر آگاهی انتقادی و عمل تحول آفرین را گسترش دهند.

*این گفتمان امکان یک سیاست دموکراتیک ریشه ای را که در ان نقد درونی و میل به دگرگونی تکامل با هم ترکیب می شوند بوجود می آورد.(به نقل از مرتضوی)

منابع

1- اعزازی، شهلا (1381) معرفی حوزه جامعه شناسی آموزش و پرورش ، رشد علوم اجتماعی ، شماره 1

2- اصلانی ، ابراهیم(1386) مدرسه زندگی ازشعارم تا عمل روزنامه اعتماد ملی ، 22 شهریور ماه 86

3-کوئن بروس(1372) مبانی جامعه شناسی ، غلامعباس توسلی و رضا فاضل ، انتشارات سمت

4-گیدنز ،آنتونی(1383) جامعه شناسی منوچهر صبوری ، نثرنی

www.satrappart.blogfa.com 5-

آموزش و پرورش انتقادی و مطالعات فرهنگی ، سمانه مرتضوی

 

 

+ نوشته شده توسط مهرپویا در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 11:1 |


Powered By
BLOGFA.COM