X
تبلیغات
مهرپویا - انتقاد وانتقاد پذيري ؛ فوايد وموانع
هدف ازنقد ونقادي اين است كه نقاط قوت وضعف هرگونه تفكر انساني را مشخص نموده وانتقال  آن اطلاعات به ديگران مي باشدكه به نحوي بتوانند آن را در جهت مصالح وپيشرفت ورشـدخود به  كار ببرند.درواقع دغدغه انتقاد در جامعه حركت از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب است. وانتقاد  به عنوان يك فرآيند نظـارتي بر مجموعـه عملكرد جريان مديران ودولتمـردان درجامـعه عـمـل كند.

تعريف نقد وانتقاد  

((نقد درلغت جدا كردن دينار ودرهم سره ازناسره وتميز دادن خوب ازبدوبهين چيزي برگزيدن است . ودر زبان گفتار به بهاي مال وغيره اطلاق ميشود . كه هنگام خريدآناًپرداخته ميـشود ودراصـطلاح در ادب تشخيص محـاسـن ومعايب سخن ونشان دادن بد وخوب اثر ادبي است .))

دراصطلاح نقد عبارت است از(( بررسي آگاهانه وروشمندهرگونه رويكرد وپديدار انساني اجتماعي به منظـور صراحـت بخشيدن به نقاط ضـعف وقـوت آن وبرجـسته كردن آنها .))   (مشاركت /78 )

انتقاد ارزيابي عيني وبيطرف از افكار واعمال ديگران جهت تصحيح اشتباهـات است . نقد درتـعريف علمي،عمومي اش،((جسور بودن در بكارگيري عقل وفهم خويش است به منظورپرسش ازچيستي ها.))

انتقاد از ديدگاه علم مديريت

از ديدگاه هـاي مديريتي امروزه انتقاد يـكي از شيـوه هاي كارآمد مديريتي مي باشد .انتقادمشـاوره اي است كه مديران از طريق افراد تحت پوشش خود به رايگان از آن برخوردار ميشوند .براي مديران موفق

             ولايق شناخت ناهنجاريها ومشكلات حوزهء مسئووليت شان از طريـق انتقاد همـان اندازه اي ضـروري اسـت كه پيـدا كـردن تـدابير لازم بـراي حـل آنهـا.                  

كـارشناسان علـوم مديريتي معتقدند از آسـيب هاي رايجي كه ميتواندهرمجموعه را تهديـدكند گـرايش   مديران آن مجموعه به تشخيص هاي فردي وكم توجهي وبي اعتنايي به نظريات عمومي ودريك كـلام بستن فضاي انتقاداست.يكي ازخصوصيت مديران موفق گـرايش به مشـاركت طلبي اسـت وازبازكـردن فضاي انتقاد هيچگونه نگراني ندارد.

انتقادازديدگاه كارل پوپر

كارل پوپر براساس فلسفه روش شناختي اش اعتقاد دارد كه حذف خطا بهترين شيوهءرسيدن به جامعه بهتر حل تدريجي مسايلي است كه جامعه گرفتار آن هاست همچنان كه در علم پيشرفت نيازمند نـقـد مستمر است،در سياست وجامعه نيز راه رشد وتوسعه در آزادي انتقاد وعرضه پيشنهاد ها وراه حل هاي گوناگون وحل مسائل ، ايجاد تغيير براساس آنهاست .وي معتقد است كه دموكراسـي امكان آنرافـراهم ميكندسياست هاي دولت همچون فرضياتي تلقي مي شود كه بايد مداوم در معرض چك واصلاح قرار بگيرند . سياست گذاري ذاتا متضمن تبعات پيش بيني نشده است وهر چه انتقاد وپيش بيني درباره آن بيـشـتر اسـت امـكـان توفـيق آن بيشتر استـت ( بشیـريه : 77.79- 76)

(( ازديدگاه  پوپر نقادي را وروش عمـده اي اسـت كه به مدد آن ميتــوان تصميمـات كـلـي وكـلان اجتماعي را قبل ازاجرا بهبود بخشيد واصلاح كرد .جامعه اي كه به بحث ومخالف نقـادانه مجال بروز ميدهد مسلماً درحل مسائل ومعضلات عملي مربوط به سياست اجتماع موفق تر واثر گذارترازجامعه ای است چنين خصوصيتي نـدارد.در«جامعه بـاز»وي پـيشرفـت سـريعـتر وكم هزينه تر اسـت.(ايران:83)

كارل پوپر جامعه باز را جـامعه اي ميداند كه در آن سياست هاي دولت برحسب انتقادات مستمر تعديل ودگـرگـون شـود وآن مستلزم وجود مخالفان سازمان يافته وامكان انتقال مسالمت آميز قـدرت دولـتي ازگـروهـي به گـروهـي ديـگـر اسـت.(بـشیـريه:79)

انتقاد از ديدگاه مطالعات فرهنگي

رشته مطالعات فرهنگي برخلاف رشته جامعه شناسي رسمي كه احتمالاً بيشتر در خدمت وضع موجود ، مي‌خواسته دانشي انتقادي باشد و صداهاي فرودستان اجتماعي را نمايندگي كند. مطالعات فرهنگي بيشتر به توليد دانش از نظرگاههاي فراموش شده و زير دست فرهنگ عمومي و گوش سپردن به آواهاي دوردست و حاشيه‌اي علاقه‌مند است.

نقد در مطالعات فرهنگي به چه معناست؟ تعريف كلاسيك قرن نوزدهمي نقد را ماتيوارنولد در «كاركرد نقد در زمانه‌ي حاضر» به دست داده است. چنين تعريف كرده : «تلاشي بيطرفانه براي يادگيري و تبليغ بهترين دانسته‌ها و انديشيده‌ها در جهان» در اينجا منظور آرنولد از «بي‌طرفي» عبارت است از اجتناب دائم از اينكه خود را به دست ... ملاحظات نهاني ، سياسي و عملي درباره‌ي انديشه‌ها بسپاريم و اين نقد بيطرفانه نيز مسلماً واجد هدف اجتماعي ويژ‌ه‌اي بود، يادگيري و تبليغ بهترين دانسته‌ها و انديشيده‌ها در جهان ، و لذا پي ريزي جرياني از انديشه‌هاي صحيح و جديد. آرنولد اعتقاد دارد كه منتقد از طريق رد و بدل كردن دانش‌هاي جديد و اجتناب از قضاوت شخصي درباره‌ي آن بيشترين خدمت را به خوانندگانش خواهد كرد. (ميلنر ، 85 : 287-288)‌

بنابراين مطالعات فرهنگي مي‌تواند به مردم براي بدست گرفتن حق حاكميت بر فرهنگ خود و توانمند شدن در پيكار براي فرهنگهايي بديل و دگرگوني هاي سياسي نيرو دهد. مطالعات فرهنگي سعي دارد با نمايندگي فرودستان اجتماعي و آواهاي دوردست و حاشيه‌اي حق و حقوق تمام افراد را به رسميت بشناسد و با نقد فرهنگي در پي ايجاد تغييرات بنيادي در برنامه‌هاي رسمي نهادهاي حاكم در جامعه باشد.

فرامـرزرفـيـع پـوردركـتـاب «توسـعه وتـضـاد»معتقد است كه از طريق انتقاد :

1-انـسان نقائص را مي شـناسـد وازوضـعيـت واقـعي آگـاه مـي شـود.

2-مـردم ازطريق انتقاد بغض هاي خود را خالي مي كنند آرامش نسبي مي يابد و از اين طريق ازميزان نـاامـيدي آنـان ازنـظام حـكـومتي كاسته مـيشود.

3-گرچـه انتقاد ونظرخواستن ازمخالفين درابتدا موجـب كـندي كـار مي شود اما در عوض پـايـداري واسـتمرار نـظام را تضـمين مي كند.

شرايط لازم براي انتقاد

   -داشتن آگاهي وتسلط كافي برموضـوعات مـورد بحـث.

   -انتقـاد بايـد درزمان ومـكان مـناسب بيان شود تا اثرگذارباشد.

     -درانتقاد هـدف اصـلاح ورشد وپيشرفت فرد وجامعه باشـد نـه حـس انتـقام جـويي و مـچ گيري.

- «لازمه نقـد ونقـادي داشـتن روحـيه پرسـشگري وچـون وچرا كردن است.

-روحيهءپرسشگري ونقادي و واداركردن دولت ومسئولين به پاسـخگويي درقـبال عملـكرد خويش درقالب نهادهاي مدني امكان پذير است.(وجود رسانه هاي جمعي مستقل ازحكومت،حضور و وجود احزاب سياسي با عقايدگوناگون،...ضرورت دارد.)

اگرجلوي انتقاد را بگيريم

موجب گسترش ورشد روحيه ديكتاتوري واستبدادي وخودرائ خواهد گرديدكه منجر به عـقب ماندگي جامعه خواهد شد.درصورت نبود انتقاد ايراد هاي تصميمات رونخواهد شد.تصـميمـات سياسي- اجتماعي ضعيف توسط مسئولان واقدامات نادرست نارضايتي مردم رافراهم خواهدآورد.

-روحيه تملق گويي وچاپلوسي رواج خواهد يافت.

باجلوگيري ازانتقاد درواقع برچــشم هاي نظـارتي برعـملكـرد دولتـمـردان محـدوديـت ايـجاد گرديــد.وخـود رائ  هـادامـن زده خـواهـدشــد وبـررويـهءنادرسـت پافـشاري خواهـد شـد.

1- ايجادمحدوديت براي بيان  انتقادات باعث انباشته شدن مطالبات مردم می شود.و مثل آب پشت سد جمع شـده و انـرژي رهـاشـده مـمكن است ويرانـي هاي پـرهـزينه تري را تحـميـل خـواهـد كـرد.

-2گسترش نارضايتي مردم ونبود فضاي مناسب مشاركت وانتقاد منجر به تقويت روحيهء بي تفاوتي مردم به سرنوشت سياسي واجتماعي خواهد شد ويا به فعاليت هاي خشونت آميز زيرزميني دامن خـواهـد زد.

 

                 موانع نقد وانتقاد پذيري 

1-     «نگاهي به تاريخ رفتار فردي واجتماعي ماايرانيان ،دربرابرمسايلي متنوع ونيازمند تجزيه وتحليل عقلي ،نشان ميدهد ك ازمهم ترين عوامل محدوديت زا در نقـد ونقد پذيري، عدم امكان گــفتــگو   وايجـاد شـرايـطي منـاسـب براي گــفت وشنيد پيـرامون موضـوعـات مختلف اسـت» (شرق،83)

2-             تفكر پدر سالارانه حاكم بر اكثر خانواده هاي ايراني كه كمتر اجازهءاظهارنظر وسوال را ميدهد.

3-             ضعف وعـدم شكل گيري نهادهاي مدني : درعرف فلسفه سياسي جديدجامعه ی مدني به جامعه اي

       مي گويندكه درآن مردم با وجود آوردن نهادهايي نظيرانجمن هاوتشكيل هاي صنفي     ميان خود ودولت حائل هايي ايجاد مي كنند وازخود درمقابل اقتدار دولـت دفاع مي كنند.جامعه مدني قالب مناسبي براي نهادينه كردن مشاركت سياسي فعال وقانونمند مردم وگروهها مختلف ميباشـد .جامعه مدني قالبـي اسـت.براي ارائه ديدگاهها،دفـاع مسالمت آميز ازعقـايد وافكـارمخالف بدون متوسـل شـدن به روش هـاي خـشونت آميـز وحـذف اسـت .

 

-درسيستم حكـومتي بسته مصلحت انديشي ها،حفظ موقعيت سياسي- اجتماعي افراد باعث مي شود كـه دسـت به انتقـاد نزنند وحـتي به چـاپلـوسـي وتـمـلق گويي وتمـجيد و سـتايش نيـز بزنـنـد.

خلاصه:

جامعه بدون نقد ،جامعه بدون پرسش است كه،جامعه بدون پرسش جامعه مرده وبي روح مي باشد كه دچار يكنواختي گرديده كه پيشرفت هايي زيادي حاصل نمي گردد.جهت داشتن جامعه اي سالم بانشاط وشـاداب شهروندان آگاه ومسئول دولتمردان متواضع وپاسخگو با يستي فرهنگ نقد ونقادي را رواج داد.

        منـابـع

آندروميلنر و جف براويت ، درآمدي بر نظريه‌هاي فرهنگي ، جمال محمدي ، انتشارات ققنوس ، 1385

 ادبيات فارسي(1)دوره ي پيش دانشگاهي رشته علوم انساني،79،1280

     بشيريه،حسين،ليبراليسم ومحافظه كاري ،نشر ني،1279

              بزرگان انديشه،كارل پوپر ،ايران،شماره1383،3038

  تندروصالح،شاهرخ،نقد،جرات عقلاني پرسش،شرق،شماره،83،4313

             حاجيلري،عبدالرضا،نقدونقدپذيري،مشاركت،شماره12

                رفيع پور ،فرامرز،توسعه وتضاد،شركت سهامي انتشار،1380

        ،شيوه هاي مطلوب مديريتي،ارزش ها،شماره1375،12 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرپویا در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:22 |


Powered By
BLOGFA.COM