تبليغاتX
مهرپویا

                           

 

فراموش شده ی سرسفره عید (ماهی قرمز)

ماهی قرمز کوچولوی یادگار عید، سرسفره تنهاست و کمتر بهش توجه میشه! بودنش و یا نبودنش دیگه مثل اوایل مهم نیست!!!

انتظار رسیدن به دریا  و جای بزرگتر اون رو غرق آرزو می کنه!!! آرزویی که به گوش هیچکی نمی رسه!!!! ناراحت از بی اعتنایی آدمها ست و بی خیال از آرزوی پوچش!!!! توی تنهایی خودش می مانه و تا لحظه ای که بتواند نفس می کشد.

 

+ نوشته شده توسط مهرپویا در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 17:36 |

  

یادداشت های نلسون ماندلا

من باور دارم ...
که صرفنظر از اینکه چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.

من باور دارم ...

که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.

من باور دارم ...
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

   http://www.mihanpatogh

+ نوشته شده توسط مهرپویا در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 و ساعت 17:38 |

چارلز اسپنسر چارلی معروف به چارلی چاپلین در 16 آوریل 1889 در لندن بدنیا آمد. وی در 25 دسامبر سال 1977 در سن 88 سالگی در منزلش در شهر سورووی سوئیس در اثر مرگ طبیعی درگذشت. او بیش از هر کس دیگری مردم را خنداند.

در بخشی از نامه خود به دخترش جرالدین: «بدنبال نام تو نام من هست چاپلین! با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان می خندیدن خود گریستم، جرالدین در دنیایی که تو زندگی می کنی، تنها رقص و موسیقی نیست، نیمه شب هنگامی که از سالن پرشکوه تئاتر بیرون می آیی آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند بپرس، حال زنش را هم بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خریدن لباس های بچه اش نداشت پنهانی پولی در جیب شوهرش بگذار. به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام، فقط این نوع خرج های ترا بی چون چرا قبول کند....این را بدان که در خانواده چارلی هرگز کسی آن قدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ناسزایی بگوید.... امید من این است که هرگز در فقر زندگی نکنی.

با اندیشه ای من جنگ کن دخترم، من از کودکان مطیع خوشم نمی آید با این همه پیش از آنکه از اشک های من این نامه را تر کند یک امید به خودم بدهم. ...... امیدوارم آن زمان که خون در رگهای من می خشکد، چارلی را، پدرت را فراموش نکنی، من فرشته نبودم اما تا آن جا که در توان من بود تلاش کردم، تا آدم باشم. تو نیز تلاش بکن حقیقتا آدم باشی.»

کتاب نامه های چارلی چاپلین به دخترش، نویسنده دیوید رابینسون مترجم، مهشید ظریف نیا- انتشارات سراج اندیشه.

چارلی چاپلین می گوید:

آموخته ام که با پول می شود

خانه خرید ولی آشیانه نه،

رختخواب خرید ولی خواب نه،

ساعت خرید ولی زمان نه،

می توان مقام خرید ولی احترام نه،

می توان کتاب خرید ولی دانش نه،

دارو خرید ولی سلامتی نه،

خانه خرید ولی زندگی نه، و بالاخره

می توان  قلب خرید عشق نه.»

«آموخته ام که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستیم دعا کنیم.

آموخته ام که لبخند ارزان ترین راهی است که می شود با آن نگاه را وسعت داد.»

(مجله راه کمال، شماره 42، دی ماه ،89)

 

+ نوشته شده توسط مهرپویا در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 و ساعت 9:11 |

جان هیک به جان جهان پیوست. (مهرنامه، شماره 19)

جان هیک فیلسوف دین و  نظریه پرداز پلورالیسم دینی در 20 بهمن ماه 90 درگذشت.

جان هیک (jahn Hick)) (1922- 2012)

فلیسوف دین و نظریه پرداز کثرت گرایی دینی در 20 بهمن ماه، (9فوریه) درگذشت. هیک یکی از مطرح ترین و برجسته ترین فیلسوفان دین بود. جان هیک یکی از مشهورترین و برجسته ترین و در عین حال تأثیر گذارترین فیلسوفان دینی در جهان معاصر است. هیک، یکی از شاخص ترین نظریه پردازان کثرت گرایی دینی می باشد. وی در خانواده ای مسیحی بدنیا آمد، در سال 1940 به کلیسای پروتستان در انگلیس پیوست. در دانشگاه «هال» رشته حقوق  خواند و از دانشگاه آکسفورد دکتری فلسفه گرفت.

خاستگاه پلورالیزم دینی:

نظریه پلورالیزم دینی در جهان مسیحیت در واکنش نسبت به نظریه انحصار گرایی دینی شکل گرفته و  رواج یافته


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرپویا در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 و ساعت 10:4 |

  

 آموزه های استیو جابز

1- نو آوری تمایز بین یک رهبر و یک دنبال رو است.

2- کاری انجام بده که دوستش داری.

3- من تمام فن اوری هایم را برای یک بعد از ظهر بودن با سقراط معامله می کنم.

4- این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید.

 استیو پاول جابز (Steven Paul Jobs) (زاده ۲۴ فوریه ۱۹۵۵- درگذشت ۵ اکتبر ۲۰۱۱) کارآفرین، مخترع، بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی شرکت رایانه‌ای شرکت اپل و یکی از چهره‌های پیشرو در صنعت رایانه بود.

در سال ۱۹۷۶، وقتی جابز ۲۱ ساله و وزنیاک ۲۶ ساله بودند، شرکت رایانه‌ای اپل را در پارکینگ خانوادهٔ جابز، بنیان گذاشتند. اولین رایانهٔ شخصی‌ای که جابز و وزنیاک به بازار معرفی کردند اپل I نام داشت.

جابز به همراه استیو وزنیاک با بنیانگذاری شرکت اپل در سال ۱۹۷۶ و ارائهٔ رایانهٔ اپل II، به مورد پسند عام قرار گرفتن مفهوم رایانهٔ خانگی کمک بسیار کرده‌است.

استیون پاول جابز در ۲۴ فوریهٔ ۱۹۵۵ در سان فرانسیسکو زاده شد و توسط پل رینهارد جابز (۱‌۹۲۲‌-۱۹۹۳) و کلارا جابز (۱۹۲۴-۱۹۸۶) به فرزندی پذیرفته شد.

در سال ۱۹۷۷، جابز و وزنیاک رایانهٔٔ اپل II را معرفی کردند که این رایانه به موفقیتی عظیم در بازار رایانه‌های خانگی تبدیل شد و شرکت اپل را به یکی از بازیگران صنعت در حال تولد رایانه‌های شخصی تبدیل کرد.

دیدگاه باراک اوباما:

استیو یکی از بزرگترین نوآوران آمریکا بود - آنقدر شجاعت داشت که طور دیگری بیاندیشد، آنقدر جسارت داشت که بداند می‌تواند جهان را تغییر دهد، و آنقدر استعداد داشت که آن را عملی کند. او با ساختن یکی از موفق ترین شرکت‌های جهان از پارکینگ خانه اش، روحیه خلاق آمریکایی را به نمایش گذاشت. او با شخصی کردن کامپیوترها و قرار دادن اینترنت در جیب ما، انقلاب اطلاعات را نه تنها قابل دسترسی بلکه شهودی و لذت بخش کرد.... استیو دوست داشت بگوید هر روز را طوری زندگی می‌کند که انگار آخرین روز زندگی اش است.

آموزه های جابز:

 1- نو آوری تمایز بین یک رهبر و یک دنبال رو است.

نوآوری هیچ گونه مرزی ندارد. تنها مرز فقط تخیل شماست. زمان در اختیار شماست که چه چیز را می خواهید از این جعبه بیرون بیاورید. اگر شما جزئی از یک صنعت رو به رشد هستید، به راه هایی فکر کنید که بیشتر موثر باشید؛ چگونه مشتری پسندتر باشید و اینکه چگونه به سهولت تجارت کنید. اگر شما جزئی از یک صنعت راکد هستید، هر چه سریع تر از آن بیرون آیید قبل از این که خودتان فرسوده شوید، غیر موثر شوید و از تجارت خارج شوید. به یاد داشته باشید که طفره رفتن اینجا یک گزینه برای شما محسوب نمی شود. هم اکنون شروع به نوآوری کنید

2- کاری انجام بده که دوستش داری.

تنها راهی که می توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می دهید را دوست بدارید. اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید ،به جستجو ادامه دهید .درمانده نشوید .با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید، سر انجام شما این راه را پیدا خواهید کرد.

 : Do What You Love من این را در ۴ کلمه خلاصه می کنم ، کاری انجام بده که دوستش داری. در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت ، مقصد و خشنودی می دهد .هدف ها را تشخصی دهید و برای هدف هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می بخشد تلاش کنید .این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی کند ، بلکه باعث می شود شما در زمان های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام بخش شما خواهد بود.

3- من تمام فن اوری هایم را برای یک بعد از ظهر بودن با سقراط معامله می کنم.

در دهه گذشته، کتاب های زیادی از شخصیت های بزرگ تاریخی در کتاب خانه های سرتاسر جهان موجود است. و سقراط به همراه لئوناردو داوینچی، نیکولاس کوپرنیک، چالز داروین و آلبرت انیشتن قله های الهامات در استقلال اندیشمندان هستند. اما سقراط اولین بود. چیچرو در مورد سقراط می گوید: «او فلسفه را از آسمان به صورت زنده برای مردمان به زمین آورد.» بنابراین از اصول سقراط در زندگی، کار، یادگیری و روابط خود استفاده کنید. این کار را برای خودتان انجام دهید نه برای سقراط، و ببینید چه قدر درستی، زیبایی و خوبی می توانید به زندگی هر روزه ی خود وارد کنید.

4- این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید.

 زمان برای شما محدود است، پس وقت خود را برای زندگی دیگران تلف نکنید. در عقاید تعصب آمیز به دام نیافتید. به گونه ای زندگی نکنید که نتیجه ی افکار افراد دیگری هستید. نگذارید سر و صداهای افکار دیگر باعث شود به صدای درونی خود گوش نکنید. از همه مهم تر، این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید. ضمیر نا خود آگاه تنها چیزی است که می داند شما به چه تبدیل خواهید شد. هر چیز دیگر در درجه ی دوم قرار خواهد گرفت.

منبع:

1- ویکی پدیا

2- درس  طلایی از زندگی استیو جابز-golden-lessons-from-steve-jobs/ http://vizviz.net/ 

+ نوشته شده توسط مهرپویا در چهارشنبه سوم اسفند 1390 و ساعت 20:7 |
 

توکل کرمان، یک مبارز مدنی و فعال حقوق بشر  یمنی

کل عبدالسلام خالد کَرمان (Tawakel_Karman ) متولد ۷ فوریهٔ ۱۹۷۹(۱۹۷۹-02-0۷) در استان تعز در یمن است. وی روزنامه‌نگار، فعال سیاسی، مدیر سازمان زنان «روزنامه‌نگار رها از بند» است. او از معروف‌ترین مدافعان آزادی بیان و حقوق زنان و حقوق بشر در یمن است.

او در سال ۲۰۱۱ میلادی دریافت کننده مشترک جایزه نوبل صلح شد. وی اولین زن عرب و اولین شهروند یمنی است که جایزه نوبل را برده است. وی چهره شناخته شده بین المللی در شورش های بهار یمن تبدیل شد. یمنی ها او را «زن آهنین» و «مادر انقلاب» می نامند.

توکل کرمان ریاست گروهی به نام «زنان روزنامه نگار رها از بند» را برعهده دارد و دریافت جایزه صلح نوبل را یک پیروزی برای فعالان سیاسی درگیر در تظاهرات اعتراضی ضد دولتی توصیف کرده‌است.

توکل کرمان در ۲۳ ژانویه از سوی پایگاه «وست‌هند فمینیست» رسما به عنوان یک فمینیست معرفی شده‌است. وی هر چند مخالف دولت عبدالله صالح است اما مواضع وی آشکارا فمینیستی است. کرمان خواستار آن است که نقش زنان در جامعه یمن افزایش یابد، خواستار آن شده‌است تا ۳۰ درصد از اعضای کابینه زن باشند و در مجلس نیز زنان سهم پیدا کنند.

خانم کرمان عضو گروه «اپوزیسیون الاصلاح» است. او اعتراضات خود را برای ازادی مطبوعات آغاز کرد. وی همچنین اعتراضات علیه فساد حکومتی را رهبری کرد. در طول اعترضات ادامه دار 2011 یمن اعتراضات دانشجویان در صنعا علیه صالح و حکومتش را سازماندهی کرد.

 منبع:

1-  ویکی پدیای فارسی

2-  هفته نامه آسمان، (شماره 2، مهرماه – 90)

 

+ نوشته شده توسط مهرپویا در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 و ساعت 18:46 |

واتسلاو هاول (به چکی: Václav Havel) (۵ اکتبر ۱۹۳۶ - ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱)

 اولین رئیس جمهور جمهوری چک از ۲ فوریه ۱۹۹۳ تا ۲ فوریه ۲۰۰۳ بود. واتسلاول هاول در 18 دسامبر 2011 درگذشت. وی نماد مبارزه با استبداد کمونیستی و فرزند روشنفکری مبارزه بود که مقاومت را تا پایان عمر سرلوحه ی زیست اش قرار داد. مرگ وی یادآور دوره ای است که چگونه هاول به عنوان فرزند ادبیات و هنر توانست بر ایدئولوژی حکومتی غلبه کند.

او سیاستمدار، نمایشنامه نویس و نویسنده بود. هاول در سال ۱۹۸۹ اولین رئیس جمهور غیرکمونیست حکومت چکسلواکی شد، وی نقشی کلیدی در پیروزی انقلاب مخملین چکسلواکی داشت، انقلابی بدون خونریزی که منجر به فروپاشی حکومتِ کمونیستی چکسلواکی و تشکیل دو کشور جدید چک و اسلواکی شد.

وی در مقاله ای با عنوان «کالبد شکافی سکوت» نوشت: «بدون وجود شهروندانی آزاد و خودمختار و با کرامت هیچ ملت آزاد و مستقلی یافت نخواهد شد. دولتی که حقوق اساسی شهروندان خویش را منکر شود خطری برای همسایگان خود تبدیل می شود. حاکمیت خودسرانه داخلی در قالب روابط خودسرانه خارجی تجلی خواهد یافت. سرکوب مردم و از میان بردن رقابت مردمی برای کسب قدرت، زمینه را برای قدرت دولتی در جهت مسلح کردن آن به هر شکلی که می خواهد فراهم کند. مردمان فریفته شده را می توان در خدمت هر ماجراجویی نظامی مورد سوء استفاده قرار داد.»

وی اعتقاد دارد: «صلح با شکست دشمن پیش نمی آید، بلکه با آزادی مردم دولت های دموکراتیک و جوامع بدست می آید.»

«یکی از آموزه های هاول این بود که حقیقت را جدی بگیریم و باور داشته باشیم که بر دروغ پیروز خواهد شد.»

منبع:

1- ویکی پدیا.

2- هفته نامه آسمان، شماره 12.

 

+ نوشته شده توسط مهرپویا در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 10:41 |

 

 «فضیلت گفتگو»

 مولوی می گوید:

عقل، با عقل دگر دوتا شود           نور افزون گشت و ره پیدا شود

به اعتقاد سقراط: گفتگو محصول توجه آدمی به این نکته است که نمی داند. همین معرفت، یعنی علم به جهل، محرکی برای رشد معرفت فردی از طریق گفتگو با دیگران می شود و به دیگران نیز کمک می کند تا جهل مرکب خود را به جهل بسیط مبدل کنند و در مسیر بسط معرفت قرار گیرند. این طرز تلقی سقراطی در جهان مدرن وضوح و قوت بیشتری یاقته است، بطوری که امروز پیشرفت در معرفت را متکی به نقادی ها و ارزیابی های مستمر می دانند. (خانیکی،1383) فیلسوفان جدید به این نکته توجه کرده اند که هر یک از آدمیان از منظر خاص خود به واقیت می نگرند. هیچ کس نمی تواند بر کل واقعیت احاطه پیدا کند و از این رو تصویری که هرکس از هستی ارائه می دهد، رنگ دیدگاه خود او را با خود دارد. از رهگذر گفتگو با دیگران و آشنایی با دیدگاههای آنان است که هم می توان از بند اندیشه های نادرست، رهایی یافت و هم به نکات ارجمندی دست پیدا کرد، که بر فرد و جمع آشکار نبوده است. (پایا،1381)

در گفتگو هدف حل یک مسئله نظری یا رفع یک مشکل عملی است. سازوکار انجام گفتگو فهم سخن «دیگری» و نقد آن است نه حمله به «دیگری» و دفاع از «خود»، به این ترتیب می توان گفت: «گفتگو مکالمه ای است که در آن شرکت کنندگان برای نیل به هدفی واحد و مشترک که حل یا رفع مسئله یا مشکل مبتلا به شان است، به فهم و نقد سخن یگدیگر می پردازند. در فرآیند گفتگو فهم سخن تو زمینه ساز نقد آن از سوی من می شود و نقد من سبب می شود که تو یا مدعای خود را واضح تر بیان کنی یا دلیل خودت را قوی تر، و این ایضاح مدعا با تقویت دلیل مرا به فهم عمیق تر سخن تو و نقد دقیق تر آن رهنمون می شود و بدین ترتیب و با این سیر دیالکتیکی، گام به گام و دست در دست هم به حل مشکل یا رفع مسئله نزدیک و نزدیک تر می شویم.» (ملکیان،1381 به نقل از خانیکی)

«حوزه عمومی»، هابرماس عرصه ای است که در آن افراد به منظور مشارکت در مباحث باز و علنی گردهم می آیند و کنش ارتباطی از طریق بیان و گفتگو تحقق می یابد. از نظر باختین، شناخت مستلزم گفتگو است. اصیل بودن یک گفتگو، در آزادی طرفین گفتگو در پرسش از دیگری است. از نظر وی هم تولد و هم ادامه حیات یک اندیشه در «جمع» ممکن می باشد. و در یک جهانی تک منطق نمی توان اندیشه ای را رد کرد، آن را اثبات هم نمی توان کرد. (خانیکی،1383)

مزیت گفتگو در عرصه اجتماعی

-         در پرتو گفتگو شناخت بهتر افراد از یکدیگر فراهم می گردد به این ترتیب تجربه تعالی بخش شکل گرفته و انسانها تجربه فراغت از خودمحوری را پیدا می کنند.

-         در گفتگو امکان رشد اخلاقی افراد فراهم می شود و قدرت و میل شخصی و نیز خودخواهی و سلطه جویی به حاشیه می رود؛ این امر موجب ظاهر شدن واقعیتها و حقایق می شود.

-         از نظر روانشناسان گفت و گو به تعادل اخلاقی و روانی فرد کمک می کند و عرصه را بر سلطه جویی و خودخواهی تنگ می شود.

-         گفتگو امکان حضور در عرصه  عمومی را فراهم می کند، اگر صدای همگان شنیده شود بهتر می توان برای مشکلات چاره جویی کرد. (منوچهری،1388)

-         محصول گفتگو تنها مبادله اطلاعات نیست بلکه نتیجه آن تغییر در واقعیات موجود و خلق واقعیتهای نو ارتقای مخاطبان به ترازهای معرفتی جدید و پدید آمدن منظرهای تازه برای سیر در عرصه های نظر و عمل است.

-         در پرتو گفتگوی انتقادی و نقد و نقادی می توان از بند اندیشه های نادرست رهایی یافت.

منابع:

1-پایا، علی. (1381) «معجزه گفت وگو » در گفتگو در جهان واقعی،  تهران، انتشارات طرح نو.

2- خانیکی، هادی. (1383) گفت و گو؛ از مفهوم زبانی تا معنای جهانی، مجله جامعه شناسی، دروه ی پنجم، شماره 1، بهار.

3- منوچهری، عباس. (1388) فضیلت گفت و گو و شیوه ناشایست تک گویی، روزنامه آرمان، 11 مهرماه، 6 .

 

 

+ نوشته شده توسط مهرپویا در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 12:6 |

آزادی بیان، شاخصه ی اصلی  یک حکومت مردم سالار

یکی از اهداف اساسی ایجاد نظام دمکراتیک و مردم سالار، دفاع از حق آزادی بیان، آزادی مذهب، آزادی انتقاد از حکومت، حق برخورداری از حمایت قانون و فرصت مشارکت در امور سیاسی و اجتماعی  یک جامعه است. یکی از ویژگی های اساسی حکومت های دموکراتیک و مردم سالار، آزادی بیان است. در ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر، نیزاین حق به رسمیت شناخته شده است:« هر فردی حق آزدی عقیده و بیان دارد و این حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسائل ممکن بیان و بدون ملاحضات مرزی آزاد باشد.» (گلن جانسون،1378) آزادی بیان بویژه در مسایل سیاسی و سایر مسایل عمومی از شاخصه های اصلی هر حکومت دموکراتیک به شمار می آید. در یک حکومت مردم سالار صداهای متفاوتی در حال بیان نظرات و عقاید متفاوت و یا حتی متضاد با حکومت هستند.آزادی بیان و گفت وگو و برخورد آراء و اندیشه منجر به تولد اندیشه های نو می گردد. «طبق باور نظریه پردازان مردم سالاری، مذاکره باز و آزاد معمولا به بهترین انتخاب ختم می شود و احتمال خطا در آن کمتر است.» همچنین، باعث می شود، افکار نادرست و نابخرد شناخته شده، تصحیح شوند.گفتگوهای انتقادی صریح و بی پروا از حقوق مسلم مردم است.دولتمردان و حاکمان باید ضمن فراهم نمودن  بسترهای آن، برای تصحیح خطاها و اشتباهات احتمالی خود از آن استقبال نمایند. ایجاد محدودیت برای بیان اندیشه، منجر به از بین رفتن آن نخواهد گردید. وجود مطبوعات آزاد و مستقل از حکومت یکی از عرصه های تجلی آزادی بیان در یک جامعه است؛ ایجاد محدویت برای فعالیت قانونی آنان، بسترهای شکل گیری استبداد را فراهم خواهد کرد. اندیشه ها و نظریاتی که از گفت وگو های انتقادی موفق بیرون نیایند، زمینه رشد خود را، به خودی خود از دست خواهند داد. موفقیت یک حکومت مردم سالار، به وجود شهروندان فعال بستگی دارد؛ شهروندانی که حق و حقوق خود را مطالبه می نمایند؛ دولت را وادار به پاسخگویی می کنند. با وجود شهروندان فعال و مطبوعات مستقل و آزاد، فساد احتمالی کم خواهد شد. زیرا آنان به عنوان چشم بینای ملت، سیاست های دولتمردان را زیر ذره بین قرار خواهند داد و با گوشزد نمودن معایب و ایرادات برنامه ها و سیاسیت ها، از خطاهای احتمالی جلوگیری بعمل خواهند آورد.آیا بیان هراندیشه ای آزاد است؟آیا اصولا، اندیشه محدودیت پذیر و مسدود شدنی است؟ چه کسی یا کسانی حق دارند، که تعیین نمایند چه اندیشه ای به حال جامعه مفید و مطلوب و چه اندیشه ای مضر و نامطلوب است؟ این حق چگونه به آنان تفویض گردیده است؟ آیا اندیشه های باطل با توجه به اصل آزادی بیان، آزادند به تبلیغ آراء خود بپردازنند؟ شایسته است، برای رشد وتعالی جامعه آزادی بیان محترم شمرده شود؛ برای گسترش عدل و عدالت در جامعه، آزادی بیان و آزادی انتقاد جایگاه شایسته خویش را بیابد.برای خشکاندن زمینه های فساد، رساندن صدای مردم به گوش مسئوولین آزادی بیان ضرورت دارد.مخالفت با آزادی بیان، یعنی بستن گوش های خود به روی انتقادات و نشنیدن  معایب و ایرادات خود.

+ نوشته شده توسط مهرپویا در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 18:15 |

 

چرخش فرهنگی، پساساختارگرایی و سیاست اجتماعی

بث ویدوسان(Beth Widdowson) 

  ترجمان: کاوه اکبری

 

 چکیده

· معنای پساساختارگرایی و تحلیل فرهنگی.

· چگونه "چرخش فرهنگی" در علوم اجتماعی نگاه ما به رفاه اجتماعی را دگرگون کرد.

· چگونه سرنخ­های اصلی تحلیل­های پساساختارگرایی فوکویی ـ قدرت، دانش و گفتمان ـ فرآیندهای پیچیده­ای که سیاست اجتماعی از میان آنها برساخته­می­شوند را آشکار کرد.

· چرا و چگونه تحلیل­های فرهنگی به بسط قلمرو سیاست اجتماعی می­پردازند.

· چالش­ها و تنش­هایی که پساساختارگرایی بر تحلیل­های سیاست اجتماعی اعمال می­کند.

 کلیدواژه­ها: چرخش فرهنگی، فوکو، پساساختارگرایی، دولت رفاه، مارکسیزم، گفتمان

http://cafemotal.blogfa.com/post-12.aspx

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرپویا در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 16:10 |

ا نيت كنيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ


Powered By
BLOGFA.COM